وب لاگ سیابر |
اگر به چيزهاي کم ارزش و معمولي پسنده نکني ، هميشه بهترين چيزها نصيبت مي شه
|
|
درباره وبلاگ
![]() مطالب ورزشی و موضوعاتی در خصوص زبان فرانسه
منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM
|
تبر
« تبر »
به هیزم شکن ماهری کاری دریک تجارتخانه بزرگ چوب پیشنهاد شد و اون قبول کرد. حقوق پیشنهادی و همه شرایط کار فوق العاده بود و به همین خاطر هیزم شکن عزمش رو جزم کرد که تمام تلاشش رو بکنه و کار رو به نحو احسن انجام بده.
کارفرما یه تبر بهش داد و بعد هم اونو به محل کارش برد.
روز اول 15 تا درخت رو انداخت.
کارفرما برای کار خوبش ازش تشکر کرد و بهش گفت که همینطوری ادامه بده... این تشویق باعث شد هیزم شکن تو کارش انگیزه بیشتری پیدا کنه
روز بعد هیزم شکن بیشتر تلاش کرد ولی این بار 10 تا درخت رو انداخت
روز سوم حتی از روز دوم هم بیشتر سعی کرد ولی فقط 7 تا درخت رو تونست قطع کنه
هر روز که میگذشت تعداد درختها کمتر میشد
با خودش گفت حتما دارم قدرتمو از دست میدم
رفت پیش کارفرما و بهش گفت که چی شده و اینکه چقدر ناراحته
کارفرما گفت: آخرین بار کی تبرتو تیز کردی؟
هیزم شکن گفت: تیز؟؟؟ وقت نداشتم تیزش کنم! سرم گرم قطع کردن درختا بود!!!
گاهی تو زندگی لازمه که یه کم وایسیم و نگاهی به خودمون و داشته هامون بندازیم.. چیزایی که داریم همیشه کافی و کامل نیستن . کلید موفقیت اینه که هر چند وقت یه بار تبر وجودمونو تیز کنیم!
|+| مصاحبه اي جالب بين شيطان و انسان
گفتم: «لعنت بر شيطان»! لبخند زد.
پرسيدم: «چرا مي خندي؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام مي گيرد» پرسيدم: «مگر چه كرده ام؟» گفت: «مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام» با تعجب پرسيدم: «پس چرا زمين مي خورم؟!» جواب داد: «نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي. نفس تو هنوز وحشي است؛ تو را زمين مي زند.» پرسيدم: «پس تو چه كاره اي؟» پاسخ داد: «هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواري بياموز. در ضمن اين قدر مرا لعنت نكن!» گفتم: «پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام كنم؟» در حاليكه دور مي شد گفت: «من پيامبر نيستم جوان ...! |+| نوشته شده توسط حمید در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 | موضوع: مذهبی این مطلب را هرگز فراموش نکنید و ان را عمیقا باور کنید
باور کنيد ، نيروي آدمي ، بي کران است.
باور کنيد ،هيچ کاري از اراده آدمي خارج نيست باور کنيد ،که از عشق آفريده شده ايد ، پس عشق را بيافرينيد. باور کنيد ،خورشيد به خاطر شما ، طلوع مي کند. باور کنيد ،خدا هيچگاه از بندگانش نااميد نمي شود ولي بندگان او چرا! باور کنيد ، لايق بودن هستيد. باور کنيد ، که اکنون مهم ترين لحظه است. باور کنيد ، که روح شما قدرت صعود به ماوراء را دارد. باور کنيد ، که شما هم مي توانيد و تمام باورهاي خود را از ته دل باور کنيد تا زندگي ، شما را باور کند! |+| نوشته شده توسط حمید در شنبه چهاردهم مرداد 1385 | موضوع: مطالب جالب مادر
رمزهاي موفقيت از بيان قرآن
بسيار پيـش آمـده كـه در سـايـتــهاو مجلات گوناگون به مطالبي باعنوان "روشـهاي موفقيت"، "رموز كاميابي" و غيره برخـورد نـمـوده بـاشيـد. همـه اين نوشتارها عموما داراي نـواقـص و نقاط ضعفي مي باشد كه انسـان را آنچنان كه بايد و شـايـد به سـر منـزل مقصود نمي رسانند. در كتاب آسماني قرآن 12 آيه بسيـار معجزه آسا وجود دارد كه شايد كمتـر كسي تا به حـال بـه آن تـوجه نـموده باشد. سخناني به نهايت جالب و هدايت گر كه هر فردي را بـطور يقين در زندگي موفق نموده و به بالاترين درجات سوق مي دهد. به نظر من اسـرار كاميابي در تمامي مراحل و جنبه هاي زندگي در اين 12 آيه ارزشمند نهفته است. هنگام نگارش اين مقاله تصميم گرفتم كلمات مهم اين آيات را بصورت مورب (ايتاليك) از ديگر كلمات متمايز كنم ولي ديدم كه تـك بـه تـك كـلمـات آنـقدر زيـبا و لطيف هستند كه نمي توان برخي از آنها را از برخي ديگر تميز داد. بـراي رسـيـدن بـه مـوفـقـيت كـافي است اين آيات را با قلبي روشن به ذهن سپرده و با تفكر آنها را سرلوحه همه اعمال و رفتار خود نماييد. به خداوند فرصت دهيد، خواهيد ديد كه زندگي شما دچار تحول شگرفي خواهد شد. و اكنون آيات... آيات 19 تا 30 سوره مباركه الرعد: بنام خداوند بخشنده مهربان آيا مسلماني كه به يقين ميداند كـه اين قرآن به حق از جانب خدا بـر تو نازل شده است [ و از آن كـسب عـلـم و حـكـمت و سعادت مي كـند ] مقامش نزد حق با كافر نا بيناي جاهل يكسان است؟ و تنها عاقلان متذكر اين حقيقتند تنـها عاقلانند كه هم به عهد خدا وفا ميكنند و هم پيمان حق را نمي شكنند و هم آنچه را خدا به پيوند آن امر كرده [مانند صله رحم و دوستي پدر و مـادر و مـحـبـت اهـل ايـمـان و حـفـظ عـهـد و پـيـمـان بـا خـدا و خـلق و راسـتـگويـي و غـيـبت نكردن و مسخره نكردن و چـشم نداشتن به مال و ناموس ديگران] اطلاعت ميكنند و از خدا مي تـرسـند و از سختي هنگام حساب مي انديشند و هم در طلب رضاي خدا راه صبر پيش ميگيرند و نماز بپا ميدارند و از آنچه نصيبشان كرديم به فـقـرا پـنهان و آشكارا انفاق مي كنند و در عوض بديهاي مردم نيكي ميكنند اينان هستندكه عاقبت منزلگاه نيكو يافتند كه آن منزل بهشتهاي عدن است كه در آن بهشت خود و همه پـدران و زنـان و فـرزنـدان شـايـسـته خويش داخل ميشوند درحالي كه فرشتگان بر [تهيت] آنها از هـر در وارد ميگردند و [مـيگويند] سلام بر شما كه [در طاعت و عبادت خدا و رنج و آلام عالم] صبر پيشه كرديد تا عاقبت منزلگاه نيكو يافتيد و آنانكه پس از پيمان بستن [ با خدا و رسول] عـهد خـدا شـكسـتـنـد و هم آنچه خدا به پيوند آن امر كرده [مانند صله رحم و دوستي علي (ع) و مؤمنان و اولياء خدا ] پاك بريدند و در روي زمين فساد و فـتـنه بـرانـگيـختـنـد ايـنان را لعن خدا و منزلگاه عذاب دوزخ نصيب است خدا هر كه را خواهد فراخ روزي و هر كه را خـواهـد تنگ روزي گردانـد و[ اين مردم كافر] به زندگي و متاع دنيا دلشادند در صورتيكه دنيا در قبال آخرت متاع ناقابلي بيش نيست كافران ميگويند چرا آيات و حجت قاطعي از خدا بر [ اثبات نـبوت] او نازل نشد [ اي رسول ما ] تو به آنها بگو كه [ حـجت قـاطـعـي مـانـند قرآن و معجزات ديگر آمد اكنون ] خـدا هر كه را خواهد گـمـراه و هـر كـه را بـه درگـاه او تـضرع و انابه كند هدايت ميكند. [ چه اشخاصي بدرگاه خدا تضرع و انابه ميـكـنـند؟ ] آنها كـه بـه خدا ايمان آورده دلهاشان بياد خدا آرام مي گـيـرد [مـردم] آگـاه باشيد كه تنها ياد خدا آرام بخش دلها است آنها كه به خدا ايمان آورده به كارهاي نيكو پرداختند خوشا بر احوال آنها و مقام نيكوي آنها [ اي محمد (ص) ] ما تو را به رسالت ميان خلقي فرستاديم كه پيش از اين هم پيغمبران و امتهاي ديگر بجايشان بوده و درگذشتند[امر تازه اي نيست كه ترا به رسالت فرستاديم ] تا بر امـت آنـچه [ از معارف الهـي] از ما به وحي بر تو رسد تلاوت كني و به مـردمـي كـه بـه خداي مهربان كافر ميشوند بگو او خداي من است و جز آن خدايي نيست و من بر او توكل كرده ام و روي اميدم بسوي اوست. راست گفت خداوند بلند مرتبه بزرگوار اين آيات را 10 باره و 100 باره بخوانيد، به آنها عمل كنيد، به تك تك كـلمـات بينديشيد و در زندگي موفق شويد! معجزه اين آيات اين است كه با هر با خواندن آنها چيز جديدي از رموز موفقيت در ذهن شما منقوش خواهد شد. واقعا زيبا است! |+| نوشته شده توسط حمید در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385 | موضوع: خدایا از اعماق وجودم عاشقتم
؟ مردي در عالم رويا فرشته اي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جاده اي روشن و تاريك راه ميرفت.مرد جلو رفت و از فرشته پرسيد:اين مشعل و سطل آب را كجا مي بري؟ فرشته جواب داد:مي خواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب،آتش هاي جهنم را خاموش كنم. |+| نوشته شده توسط حمید در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 | موضوع: مطالب جالب کاش . . . .
کاش . . . . وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد . تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :"متشکرم " . روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت :"قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" . يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم. نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه بره رو به من کرد و گفت " تو اومدي ؟ متشکرم" سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست که اون نوشته بود : اي کاش اين کار رو کرده بودم ................. |+| نوشته شده توسط حمید در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 | موضوع: مطالب جالب هفته ششم
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این كار خيلي سختي بود . تنها پسرش كه مي تونست به او كمك كند در زندان بود پيرمرد نامه اي به پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد و در نامه اش نوشت : پسر عزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بكارم ، من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم چون مادرت هميشه زمان كاشت محصول را دوست داشت . من براي كار در مزرعه خيلي پير شده ام . اگر تو اينجا بودي ، مزرعه را براي من شخم ميزذي ... دوست دار تو پدر بعد از مدتي پيرمرد اين تلگراف را دريافت كرد : پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن ، من آنجا اسلحه پنهان كردم فردا صبح افسران 12 نفر از ماموران Fbi و چهار افسر پليس محلي تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينكه اسله اي پيدا كنند پيرمرد بهت زده نامه اي به پسرش نوشت و به او گفت كه چه اتفاقي افتاده و پسرش پاسخ داد : پدر برو سيب زميني هايت را بكار ، اين بهترين كاري بود كه از اينجا مي توانستم برايت انجام دهم . بله بچه ها ، هيچ مانعي در دنيا وجود ندارد . اگر شما در اعماق قلبتان تصميم به انجام كاري بگيريد مي توانبد آنرا انجام دهيد
|+| نوشته شده توسط حمید در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 | موضوع: مطالب جالب تو عشق رو ياد من دادی
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر برو ، من می ترسم. مرد جوان: نه, اینجوری خیلی بهتره. زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم. مرد جوان: خب ، اما اول باید بگی که دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم ، حالا میشه یواش تر برونی. مرد جوان: منو محکم بگیر. زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری. مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری ، آخه نمیتونم راحت برونم. اذیتم میکنه. روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد, یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. هفته سوم هم گذشت و من هنوز .... منبع : قبلا از نويسنده اجازه گرفته شده . |+| نوشته شده توسط حمید در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 | موضوع: مطالب جالب
|+| نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه دهم خرداد 1385 | موضوع: ورزشی
|+| نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه دهم خرداد 1385 | موضوع: ورزشی نه قاعده کلی جنگ
|+| نوشته شده توسط حمید در یکشنبه هفتم خرداد 1385 | موضوع: ورزشی اصول تغذيه ورزشي
امروزه در تمام رسانه ها از جمله مطبوعات، تلويزيون و راديو از فوايد ورزش بسيار سخن گفته مى شود و بر نقش مهم آن در سلامتى تاكيد مى گردد ولى ذكر اين نكته ضرورى است كه ورزش بدون تغذيه مناسب ممكن است اثرات مفيدى كه قابل انتظار است را نداشته باشد. به طور مثال بسيارى از ورزشكاران كه فعاليت هاى سنگينى از جمله بدنسازى و يا وزنه بردارى و يا حتى ساير ورزش هاى استقامتى انجام مى دهند اگر تغذيه مناسبى نداشته باشند ممكن است بدن در حالت ورزش به جاى استفاده از كربوهيدرات ها و چربى ها به عنوان منبع انرژى از پروتئين ها استفاده كرده كه در نهايت باعث تحليل توده هاى عضلانى و اثر معكوس مى شود.
ابتدا لازم است يك ورزشكار نياز به انرژى خود را جهت انجام فعاليت هاى ورزشى بداند. اگر ما ورزش را در سه گروه سبك، متوسط و شديد تقسيم بندى كنيم نياز به انرژى يك ورزشكار در فعاليت سبك حدود ۱۰۰ _ ۷۵ كيلوكالرى در ساعت است. اين ميزان در فعاليت متوسط به حدود ۳۰۰ _ ۱۰۰ كيلوكالرى در ساعت و در فعاليت شديد به حدود ۵۰۰ كيلوكالرى در ساعت مى رسد. براى فهم اين مقادير لازم است بدانيد كه ۱۰۰ گرم شكر حدود ۳۸۰ كيلوكالرى انرژى دارد. گروه هاى غذايى به شش دسته تقسيم مى شوند. كربوهيدرات ها، چربى ها، پروتئين ها، ويتامين ها، املاح معدنى و آب اين شش گروه را تشكيل مى دهند كه به شرح مختصرى در مورد نقش اين گروه هاى غذايى در ورزش و نحوه مصرف آنها اشاره مى شود. • كربوهيدرات ها كربوهيدرات ها يا به عبارت ديگر مواد قندى بهترين منبع سوخت براى ورزشكاران هستند چرا كه اين گروه براى سوختن نياز به اكسيژن كمترى در مقايسه با چربى ها و پروتئين ها دارند و انرژى را سريع تر آزاد مى كنند و اين همان اساس ورزش هاى غيرهوازى است كه در آنها سرعت و شدت مهم است به طورى كه در ورزش هاى سرعتى با توجه به اينكه انرژى اى لازم است كه سريعاً در دسترس باشد نقش مهمى را كربوهيدرات ها به عهده دارند. هر فرد عادى در رژيم غذايى روزانه خود حدود ۶۰ _ ۵۰ درصد انرژى مورد نياز را از كربوهيدرات ها دريافت مى كند. در صورتى كه يك ورزشكار با توجه به افزايش نياز به منبع انرژى از اين گروه بايستى بيشتر مصرف نمايد به طورى كه يك ورزشكار بايستى برنامه غذايى خود را طورى تنظيم كند كه انرژى مورد نياز روزانه خود را حدود ۷۰-۶۰ درصد از كربوهيدرات ها تامين كند. به عبارت ديگر حدود ۱۰ -۶ گرم به ازاى هر كيلوگرم وزن بدن فرد ورزشكار كربوهيدرات نياز دارد. بايستى به اين نكته توجه كرد كه اگر يك فرد ورزشكار به جاى كربوهيدرات از غذاهاى پرچرب و پرپروتئين استفاده كند نخواهد توانست انرژى مناسب براى تمرين و مسابقه مطلوب و حتى براى كاهش وزن را تامين كند. • گروه چربى ها با وجود آنكه اغلب افراد تلقى نامناسبى از چربى دارند ذكر اين نكته ضرورى است كه چربى به عنوان يك ماده مغذى ضرورى است و علاوه بر اينكه به عنوان منبع انرژى براى بدن لازم است نقش هاى بسيار مهم ديگرى دارد كه براى سلامتى انسان حياتى است. از جمله اينكه چربى جزء لايه هاى مهم پوست است و در مقابل گرما و سرما يك لايه محافظتى براى بدن ايجاد مى كند، در ساخت هورمون هاى مختلف بدن نقش دارد، به عنوان محافظ براى احشاى داخلى بدن بوده كه در مقابل ضربات مختلف آنها را حفظ مى كند و بالاخره اينكه نقش مهم ترميمى در بافت هاى آسيب ديده ايفا مى كند.چربى براى سوختن نياز به اكسيژن بيشترى دارد و به همين دليل به عنوان منبع انرژى هوازى يا ايروبيك شناخته مى شود. اين گروه از مواد غذايى در ورزش هاى استقامتى و سنگين به عنوان منبع اصلى انرژى محسوب مى شود. از آنجايى كه ورزشكاران به يك منبع انرژى سريع و در دسترس نياز دارند بنابراين ميزان مصرف چربى توصيه شده براى اين افراد كمتر از افرادى است كه اين مقدار براى آنها حدود ۲۵ _ ۲۰ درصد در مقابل ۳۰-۲۰ درصد براى افراد غيرورزشكار است. • گروه پروتئين ها پروتئين ها به عنوان منبع اصلى انرژى براى بدن محسوب نمى شوند چرا كه اين مواد منبع گرانبهايى هستند. اين گروه شامل انواع گوشت ها از جمله قرمز و سفيد هستند و در مقايسه با كربوهيدرات ها و چربى ها ميزان انرژى اى كه آزاد مى كنند كمتر و البته پرهزينه تر است ولى با توجه به اينكه پروتئين ها براى ترميم نواحى آسيب ديده بدن بسيار ضرورى است و از طرفى ورزشكاران بيشتر در معرض آسيب و جراحت قرار دارند نياز ورزشكاران به پروتئين كمى بيشتر از يك فرد غيرورزشكار است. ورزشكاران بايستى اين مسئله را هميشه مدنظر قرار دهند كه رشد عضلانى با خوردن غذاهاى پرپروتئين يا پيش سازهاى آنها كه تحت عنوان اسيدهاى آمينه هستند افزايش نمى يابد بلكه اين ورزش است كه باعث بزرگ شدن عضلات مى گردد بخش اول مطلب روز سه شنبه هفته گذشته به چاپ رسيد امروز بخش دوم آن را مى خوانيد. • نقش آب در ورزش در مورد اهميت آب همين بس كه بدن ما حدود ۷۷ _ ۵۵ درصد از آب تشكيل شده است و البته حدود ۸۵ درصد خون از آب است. دماى بدن را كنترل مى كند، حركت كليه مفاصل مديون آب بوده و جلوى خشكى پوست را مى گيرد و در حقيقت مى توان گفت بعد از اكسيژن مهمترين عنصر مورد نياز بدن، آب است. حال مصرف آب در حين ورزش چگونه بايد باشد؟ ما بايستى بدانيم كه يك فرد معمولى در طول روز و بدون فعاليت بدنى حدود ۲ _ ۵/۱ ليتر آب از دست مى دهد و اين بدان معنى است كه ما براى جبران اين آب از دست رفته حدود ۸ _ ۶ ليوان آب يا مايعات ديگرى كه بتواند آب از دست رفته را جبران كند بايستى از اين ماده حياتى استفاده كنيم. حال اگر همين فرد بخواهد يك فعاليت بدنى را تحت عنوان ورزش انجام دهد ميزان از دست دادن آب به حدود دو تا سه برابر افزايش مى يابد. به عبارت ديگر در يك ساعت ورزش شديد حدود ۳ ليتر آب از دست مى رود در صورتى كه اين مايعات از دست رفته جايگزين نشود ممكن است عوارض شديدى به دنبال داشته باشد. مسئله بسيار مهمى كه افراد ورزشكار بايستى به آن توجه كنند اين است كه نبايد در مصرف آب به پديده تشنگى اعتماد كنند بدين معنى كه تشنگى مكانيسمى است كه همانند يك كارمند بى انضباط دير مى آيد و زود مى رود يعنى زمانى كه بدن ما كلى آب از دست داده تازه تشنگى عارض مى شود و با مصرف كمى آب و قبل از اينكه نياز بدن مان جبران شده باشد تشنگى از بين مى رود. به عنوان يك ورزشكار لازم است به طور آگاهانه بيش از آنچه دوست داريد آب بنوشيد به ويژه در زمانى كه در گرما ورزش مى كنيد. سئوال مهم اين است كه ما در هنگام ورزش چقدر نياز به مصرف آب داريم. در جواب بايستى عرض كنم كه هميشه قبل از شروع يك فعاليت ورزشى حتماً بين ۳-۲ ليوان آب بنوشيد، در حين ورزش سعى كنيد به ازاى هر ۱۵ دقيقه ورزش حداقل يك ليوان آب مصرف كنيد. بسيارى از افراد چاق وقتى به باشگاه هاى ورزشى مراجعه مى كنند قبل و بعد از ورزش خود را توزين مى نمايند و با مشاهده اين كه بعد از حدود ۲-۱ ساعت ورزش حدود يك كيلوگرم لاغر شده اند بسيار خوشنود مى شوند. اين اشتباه را نكنيد هيچ وقت با يك ساعت ورزش كردن شما يك كيلوگرم چربى از دست نمى دهيد بلكه تنها چيزى كه از دست رفته آب است و توصيه مى شود همه آنچه كه بعد از ورزش كم كرده ايد آب بنوشيد. • مكمل هاى غذايى در ورزش بسيارى از ورزشكاران بالاخص آنهايى كه در رشته هاى بدنسازى فعاليت مى كنند علاقه مند به مصرف مكمل هاى غذايى هستند. مكمل هاى غذايى چند نوع است: گروهى مربوط به پيش سازهاى پروتئينى كه همان اسيدآمينه ها را شامل مى شوند، بوده و تحت عنوان پودرهاى كراتين هستند. گروه ديگر مكمل هاى هورمونى هستند كه به وفور مورد مصرف قرار مى گيرند البته موارد ديگرى نيز هستند كه در تركيباتشان ويتامين ها و املاح مختلف وجود دارد. در علم تغذيه مكمل هاى غذايى در يك فرد سالم چه ورزشكار و چه غيرورزشكار جايگاهى ندارد مگر در چند مورد كه استثنائاً مصرف اين مكمل ها لازم است. در مورد مكمل هاى پروتئينى و پيش سازهاى آنها بايستى عرض كنم پروتئينى كه شما در حالت عادى مصرف مى كنيد در بدن هضم شده و تبديل به اسيدآمينه هاى ضرورى و غيرضرورى مى گردد. بدن شما در حالت طبيعى اسيدآمينه هاى مورد نياز را برداشته و باقى مانده آن توسط ارگان هاى مختلف بدن از جمله كبد تبديل به يكسرى از مواد سمى تحت عنوان كرايتنين، اسيد اوريك و... مى شوند و توسط كليه ها دفع مى گردند. حال با مصرف اين مواد مكمل با توجه به اينكه ميزان ورزش انجام گرفته و ميزان نياز به اين اسيدآمينه ها مونيتورينگ نمى شود در حقيقت بار كارى اضافى به ارگان هاى مختلف بدن از جمله دستگاه گوارش، كبد و كليه ها افزايش مى يابد كه در درازمدت ممكن است سبب بروز عوارضى ناشى از افزايش متابوليت هاى سمى آنها شود. گروه ديگر كه تحت عنوان مكمل هاى هورمونى است شامل گروه هاى مختلف هورمون ها از جمله هورمون رشد (سوما توتروپين) هستند ولى بايستى توجه داشت با توجه به بسته شدن صفحات رشد بعد از بلوغ، مصرف بيش از حد اين هورمون باعث افزايش پهناى استخوان ها از جمله صورت، دست و لگن شده كه اشكال ناخوشايندى را به ورزشكاران مى دهد |+| نوشته شده توسط حمید در یکشنبه هفتم خرداد 1385 | موضوع: ورزشی Victor Hugo
1er janvier
Enfant, on vous dira plus tard que le grand-père Vous adorait ; qu'il fit de son mieux sur la terre, Qu'il eut fort peu de joie et beaucoup d'envieux, Qu'au temps où vous étiez petits il était vieux, Qu'il n'avait pas de mots bourrus ni d'airs moroses, Et qu'il vous a quittés dans la saison des roses ; Qu'il est mort, que c'était un bonhomme clément ; Que, dans l'hiver fameux du grand bombardement, Il traversait Paris tragique et plein d'épées, Pour vous porter des tas de jouets, des poupées, Et des pantins faisant mille gestes bouffons ; Et vous serez pensifs sous les arbres profonds. 1er janvier 1871 Victor Hugo |+| نوشته شده توسط حمید در جمعه پنجم خرداد 1385 | موضوع: مطالب اموزشی در رابطه با زبان فرانسه Je t'aime
Preuve D'Amour
Je voudrais te montrer combien je t'aime. Tu es si important pour moi Te dire autrement que par des mots ce que je ressens Te faire comprendre qu'au fond rien n'est plus important que toi Mon amour, dans tes yeux j'ai aperçu les vrais éclats du ciel Dans ton dos j'ai vu de grandes ailes Ton âme a ravivée la mienne Tu es ce qui manquais à mon coeur pour battre Je désirerais écrire toutes les nuits Pour te mettre mon amour en mots Mais l'éternité n'est pas assez longue Et les paroles me manqueraient pour tout dire Si seulement je pouvais te donné autant de bonheur Que tu as pu m'en offrir depuis le début des temps Je t'en donnerai a n'en plus finir Mais pour l'instant tout ce que j'ai à t'offrir C'est un peu de chaleur et une place dans mon coeur! Je t'aime. - Audrey-Ann |+| نوشته شده توسط حمید در جمعه پنجم خرداد 1385 | موضوع: مطالب اموزشی در رابطه با زبان فرانسه proverbe
FLEURS ET COURONNE
Homme Tu as regardé la plus triste la plus morne de toutes les fleurs de la terre Et comme aux autres fleurs tu lui as donné un nom Tu l'as appelée Pensée. Pensée C'était comme on dit bien observé Bien pensé Et ces sales fleurs qui ne vivent ni ne se fanent jamais Tu les as appelées immortelles... C'était bien fait pour elles... Mais le lilas tu l'as appelé lilas Lilas c'était tout à fait ça Lilas... Lilas... Aux marguerites tu as donné un nom de femme Ou bien aux femmes tu as donné un nom de fleur C'est pareil. L'essentiel c'était que ce soit joli Que ça fasse plaisir... Enfin tu as donné les noms simples à toutes les fleurs simples Et la plus grande la plus belle Celle qui pousse toute droite sur le fumier de la misère Celle qui se dresse à côté des vieux ressorts rouillés A côté des vieux chiens mouillés A côte des vieux matelas éventrés A côté des baraques de planches où vivent les sous-alimentés Cette fleur tellement vivante Toute jaune toute brillante Celle que les savants appellent Hélianthe Toi tu l'as appelée soleil ...Soleil... Hélas! hélas! hélas et beaucoup de fois hélas! Qui regarde le soleil hein ? Qui regarde le soleil ? Personne ne regarde plus le soleil Les hommes sont devenus ce qu'ils sont devenus Des hommes intelligents... Une fleur cancéreuse tubéreuse et méticuleuse à leur boutonnière Ils se promènent en regardant par terre Et ils pensent au ciel Ils pensent... Ils pensent... ils n'arrêtent pas de penser... Ils ne peuvent plus aimer les véritables fleurs vivantes Ils aiment les fleurs fanées les fleurs séchées Les immortelles et les pensées Et ils marchent dans la boue des souvenirs dans la boue des regrets Ils se traînent A grand-peine Dans les marécages du passé Et ils traînent... ils traînent leurs chaînes Et ils traînent les pieds au pas cadencé... Ils avancent à grand-peine Enlisés dans leurs champs-élysées Et ils chantent à tue-tête la chanson mortuaire Oui ils chantent A tue-tête Mais tout ce qui est mort dans leur tête Pour rien au monde ils ne voudraient l'enlever Parce que Dans leur tête Pousse la fleur sacrée La sale maigre petite fleur La fleur malade La fleur aigr e La fleur toujours fanée La fleur personnelle... ...La pensée |+| نوشته شده توسط حمید در جمعه پنجم خرداد 1385 | موضوع: مطالب اموزشی در رابطه با زبان فرانسه کمک و محبت
روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد. روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. به طور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و به جاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد. |