تبليغاتX
وب لاگ سیابر
اگر به چيزهاي کم ارزش و معمولي پسنده نکني ، هميشه بهترين چيزها نصيبت مي شه
هفته ششم  

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این كار خيلي سختي بود .

تنها پسرش كه مي تونست به او كمك كند در زندان بود

پيرمرد نامه اي به پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد و در نامه اش نوشت :

پسر عزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بكارم ، من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم چون مادرت هميشه زمان كاشت محصول را دوست داشت . من براي كار در مزرعه خيلي پير شده ام . اگر تو اينجا بودي ، مزرعه را براي من شخم ميزذي ... دوست دار تو پدر

 

بعد از مدتي پيرمرد اين تلگراف را دريافت كرد :

پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن ، من آنجا اسلحه پنهان كردم

 

فردا صبح افسران 12 نفر از ماموران Fbi   و چهار افسر پليس محلي تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينكه اسله اي پيدا كنند 

 

پيرمرد بهت زده نامه اي به پسرش نوشت و به او گفت كه چه اتفاقي افتاده  و پسرش پاسخ داد : پدر برو سيب زميني هايت را بكار ، اين بهترين كاري بود كه از اينجا مي توانستم برايت انجام دهم .

بله بچه ها ، هيچ مانعي در دنيا وجود ندارد . اگر شما در اعماق قلبتان تصميم به انجام كاري بگيريد مي توانبد آنرا انجام دهيد 

 

|+| نوشته شده توسط حمید در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 | موضوع: مطالب جالب
بالا
onLoad and onUnload Example

:آدرس سايت فيلتر شده
:نوع فيلتر